close
تبلیغات در اینترنت
حدود پیامبری حضرت محمد (ص) چقدر بوده است

rasoolemehr

امروز پنجشنبه 06 اردیبهشت 1397
1 نفر آنلاين
تبلیغات
    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
جستجو
موضوعات
    زندگی نامه پیامبر اکرم
    بعثت پیامبر اکرم
    راه و روش پیامبر اکرم
    شبهات
    چندرسانه ای ها
    کتابخانه
    فیلم
    زیارت مجازی
    عکس
عضویت / ورود

    عضو شويد

    نام کاربری :
    رمز عبور :

    فراموشی رمز عبور؟

    عضویت سریع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار و اطلاعات
    بازديد امروز : 15
    ورودي امروز گوگل : 0
    افراد آنلاین : 1
    تعداد اعضا : 0
    اي پي : 54.80.87.250
    مرورگر :
    سيستم عامل :
    امروز : پنجشنبه 06 اردیبهشت 1397
کدهای اختصاصی

تبلیغات

حدود پیامبری حضرت محمد (ص) چقدر بوده است

حدود پیامبری حضرت محمد (ص) چقدر بوده است
صورت مسئله: 
آیا از آیات قرآن، چنین استنباط می‌شود که:

پیامبریِ محمد (ص) منحصر به مکه و مدینه و مناطق اطراف این شهرها بوده است 

 

چکیده:
خداوند حکیم، کتاب خود –  قرآن –  را مُجمَل نازل کرده تا مردمان برای فهم کلامش سراغ مبیّن و آشکارکننده ی منظورش بروند. او تبیین کننده ی قرآن را مخاطب نخستین قرآن یعنی محمد مصطفی و جانشینان او – علی بن ابیطالب و 11 فرزندش - معرفی کرده و هدایت مردمان توسط ایشان را ضمانت فرموده است. اگر کسی در راه فهم قرآن به مبیّن آن مراجعه نکند نمی تواند منظور اصلی خدا را از سخنانش درک کند. بنابراین معنای آیات قرآن را باید از طریق مبیّن قرآن - حضرت محمد و 12 هدایتگر الهی که جانشینان حضرت رسول هستند - جستجو کرد.
با مراجعه به مبیّن قرآن در می یابیم آیاتی که در اثبات شبهه‌ی فوق استفاده گردیده، به اشتباه ترجمه و استنباط شده است. درضمن آیات متعددی در قرآن بر اینکه حضرت محمد پیامبری جهانی و دین اسلام دینی برای تمام مردم دنیاست، تصریح دارد.
 
 
یش نیاز!
پیش از بررسی این سوال و پاسخ به آن، تذکر به چند نکته‌ی مهم، ضروری می‌نماید:
شُبهِه در لغت به معنای مشابهت و پوشیدگی است. معانی دیگری چون اشتباه، احتمال اشکال و شک نیز دارد. همچنین چیزی که حق و باطل در آن معلوم نیست را شبهه می نامند. [1]
بنابراین در مواجهه با چنین سوالات و شبهاتی نباید دچار قضاوت عجولانه شویم؛ چراکه ممکن است موضوعی در ظاهر شبیه حق باشد؛ درحالی که با تامل و تعمق معلوم شود باطل بوده است. لذا باید با حوصله و دقت، حق را از باطل جدا کنیم.
گاهی مستندات ارائه شده در اینگونه مباحث، تحریف شده، جعلی و یا فاقد اعتبار هستند. غالبا با بررسی اعتبار منابع، حقیقت از باطل شناخته می شود و دیگر نیازی به پژوهش بیشتر نیست. بنابراین در مرحله‌ی نخست، از صحت منابعی که در ارائه‌ی شبهات به آن استناد می‌شود، اطمینان حاصل کنیم.
بسیاری از چالش های مربوط به آیات و روایات، به دلیل ترجمه‌ی اشتباه کلمات عربی پیش می آید. این اتفاق - چه از روی عمد باشد و چه سهوا رخ دهد – باعث تغییر مقصود گوینده ی سخن می شود. طبیعی است برای فهم سخن هر کس در وهله ی نخست و در صورت امکان سراغ خود او و یا کسانی که از جانب او تایید شده اند برویم و مقصودش را از جمله‌ی مد نظر بپرسیم. سپس در صورت نیاز به فرهنگ لغت زبان مربوطه مراجعه کنیم. چراکه بسیاری از لغات و اصطلاحاتی که وارد زبان دیگری می شوند به مرور زمان از کاربرد و معنای اصیل خود فاصله می گیرند. روش علمی و عاقلانه برای فهم معنای حقیقی هر واژه مراجعه به فرهنگ لغت مربوط به آن زبان است.
حق جویی و حق پذیری دو خصیصه‌ی ارزشمند هستند که سبب رشد و کمال آدمی می‌شوند. پژوهش درباره‌ی چالش‌های مربوط به دین و اعتقادات، آن هنگام ارزشمند و اثربخش خواهد بود که به دنبال یافتن حقیقت - و نه دفاع از عقاید و تعصبات خویش - باشیم و زمانی که حقیقت را یافتیم، آن را بپذیریم.
 
مقدمه
برخی معتقدند دین اسلام تنها ویژه‌ی اعراب است و در اثبات ادعای خود به آیاتی از قرآن کریم استناد می‌کنند.
همان‌گونه که در ابتدای بحث توضیح داده شد برای حل چنین شبهاتی ابتدا باید صحت منابع استفاده شده بررسی شود و سپس معنای صحیح جملات استخراج گردد. آیات ادعا شده در این شبهه همگی در قرآن وجود دارند؛ اما ترجمه ها و نتیجه ای که از آن گرفته شده، محل اشکال است.
همان طور که پیشتر نیز تذکر داده شد، بهترین راه برای درک هر پیام، مراجعه به گوینده ‌ی پیام و یا افرادی است که مورد تایید وی هستند. این موضوع لزوما ربطی به اختلاف زبان گوینده و شنونده ندارد. ممکن است گوینده و مخاطبش هر دو به یک زبان صحبت کنند ولی در فهم مقصود یکدیگر دچار خطا یا تردید شوند. بارها اتفاق افتاده کسی سخنی گفته و از طرف اطرافیانش به گونه های متفاوتی تعبیر و برداشت شده است. طبیعی است منطقی‌ترین راه رفع اختلاف در این  موارد،  ارجاع پیام به گوینده ی پیام است؛ نه اینکه هر کس طبق سلیقه و فهم خود، نظری بدهد و سپس همگان بر سر نظرات خود با یکدیگر بحث کنند.
قرآن هم از این امر مستثنی نیست[2]. خصوصا اینکه کلام خدا به صورت ایجاز و به اختصار بیان شده و معنای ظاهری آیات،  لزوما نشان دهنده ی مقصود حقیقی خدا نیست.[3] تبیین و توضیح این کلام نزد جانشین خدا قرار داده شده تا مردمان برای فهم آن مقیّد به مراجعه به وی – مبیّن قرآن - باشند. به همین دلیل یکی از شئون پیامبر خدا، تبیین و شفاف نمودن منظور خدا از کلامش است[4]. حتی مردم عرب زبان نیز برای درک پیام خدا نیاز به توضیح پیامبر دارند. وگرنه چه دلیلی داشت خداوند به پیامبرش بفرماید قرآنی را که به زبان عربی و در سرزمین اعراب نازل شده برای مردم توضیح دهد و تبیین کند؟ به آیات زیر توجه فرمایید:
 
-       وَأَنزَلْنَا إِلَیْكَ الذِّكْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَفَكَّرُونَ[5]
ما این ذكر (قرآن) را بر تو نازل كردیم تا آنچه به سوى مردم نازل شده را براى آنها تبیین كنى، شاید ‌اندیشه كنند. 
-       وَمَا أَنزَلْنَا عَلَیْكَ الْكِتَابَ إِلاَّ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُواْ فِیهِ ...[6]
و ما این کتاب را بر تو نازل نکردیم مگر برای این که آنچه را در آن اختلاف دارند برای ایشان تبیین کنی
 
از همین روست که آنان که خود عرب زبان بودند و معنای آیات را متوجه می شدند، باز هم به مبیّن قرآن -یعنی رسول خدا و جانشینانش- مراجعه می کردند و مقصود خدا را از کلامش می پرسیدند[7].
روشن است که مردم در نیل به معارف و درک حقایق قرآن با هم تفاوت دارند. اگر قرار بود هرکس به میزان فهم و درک خویش و از روی سلیقه ی شخصی، کلام وحی را تفسیر کند، دیگر فرستادن هدایتگران و معلمان الهی کاری بیهوده می شد.
بنابراین از نظر عقل، وجود یک معلم الهی که از جانب خدای متعال برای تبیین کلامش تعیین و تایید شده باشد، ضروری می نماید. به فرموده‌ی پروردگار، مبیّن قرآن، رسول اکرم است و ایشان این علم را به جانشینان خود یعنی امامان دوازده گانه – نخستین شان علی بن ابیطالب و آخرین آنها مهدی علیهم السلام - داده اند.[8] اگر بدون توضیح و تبیینِ مبیّن قرآن سراغ این کتاب برویم، نه تنها متوجه مقصود اصلی خدا نخواهیم شد؛ بلکه چنان که خدا در قرآن فرموده ممکن است به جای هدایت، دچار گمراهی شویم:
یُضِلُّ بِهِ كَثِیراً وَیَهْدِی بِهِ كَثِیراً [9]
(خداوند) بسیاری را با آن (قرآن) گمراه و بسیاری را هدایت می‌کند.
مبیّن قرآن - امام ششم شیعیان[10] - در توضیح این آیه فرموده آنانی که گمراه می شوند کسانی هستند که قرآن و تأویل آن را از مبیّن قرآن نگرفته اند؛ از این رو معنای حقیقی کلام خدا را متوجه نشدند و خود و دیگران را به گمراهی کشیدند.[11]
بنابراین، در شبهه ی مذکور نیز اگر به جای مراجعه به مبیّن آیات، بر مبنای درک و سلیقه ی شخصی خود، کلام خدا را ترجمه و تأویل نماییم، کاری غیر عاقلانه و غیر علمی انجام داده ایم.
 
با این مقدمه‌ی نسبتا طولانی اما مهم، به بررسی آیات مورد بحث در این سوال می‌پردازیم:
 
 1. وَهَـذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُّصَدِّقُ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا [12]
این آیه را اینگونه ترجمه می کنند: و این، كتاب آسمانی مباركی است كه ما نازل كرده‌ایم، تصدیق کننده ی كتب آسمانی پیشین. برای اینكه به مردم شهر مکه و اطراف آن هشدار دهی.
 
2. وَ كَذلِكَ أَوْحَیْنا إِلَیْكَ قُرْآناً عَرَبِیًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى‏ وَ مَنْ حَوْلَها [13]
این آیه را اینگونه ترجمه می کنند: و بدین گونه قران عربی به سوی تو وحی کردیم تا مردم مکه و اطراف آن را هشدار دهی.
 
3. ما كانَ لِأَهْلِ الْمَدینَةِ وَ مَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الْأَعْرابِ أَنْ یَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ [14]
این آیه را اینگونه ترجمه می کنند: مردم مدینه و اعراب اطراف مدینه نباید از فرمان رسول خدا سرباز زنند.
 
نتیجه ای که از آیات فوق می‌گیرند: قرآن کتابی عربی است که دستوراتش تنها برای مردم مکه و مدینه و مناطق اطراف آن آورده شده است؛ و نه برای ایرانیان یا سایر مردم جهان.
 
-      اولا: مقصود از أُمّ الْقُرى (مادر آبادی ها) مکه است. امیر مومنان می فرمایند به این دلیل به مکه «ام القری» گفته می شود که زمین از زیر آن گسترش یافت[15] (خشکی های زمین زیر آب بود و اولین نقطه ای از زمین که از زیر آب بیرون آمد، مکه بود). در واقع مکه مرکز زمین در نظر گرفته شده و سایر مکان ها اطراف آن محسوب می شوند. در غیر اینصورت چه کسی می تواند محدوده ای که مدّ نظر خدا از حَوْلَها بوده، تعیین کند؟ این انذار تا چند کیلومتری اطراف مکه صدق می کرده است؟
 
-     ثانیا: آیه ی ما كانَ لِأَهْلِ الْمَدینَةِ وَ مَنْ حَوْلَهُمْ ...درباره ی جنگ تبوک[16] و اعرابی است که در مدینه و اطراف آن زندگی می کنند. خداوند به آنها دستور می دهد در این جنگ پیامبر را همراهی کنند و به خاطر جان خود از پیامبر خدا روی گردان نشوند. بنابراین درباره ی اینکه دستورات پیامبر اسلام مخصوص مردم مدینه است، صحبتی نشده؛ بلکه به جنگ تبوک و یاری پیامبر خدا توسط اهل مدینه و اطرافش اشاره می کند.
 
نتیجه‌ی صحیح:
آنجا که خداوند قرآن را وسیله ی هشدار و هدایت مردم مکه و اطراف آن بیان می کند، مقصود تمامی مردم جهان در شرق و غرب مکه است. چراکه مکه مادر آبادی ها و اولین سرزمینی است که از زیر آب بیرون آمده است.
آنجا که خدا به مردم مدینه و اطرافش دستور می دهد از امر رسول خدا روی برنتابند، اشاره به جنگ تبوک دارد که از اعراب آن منطقه خواسته می شود رسول خدا را در جنگ با دشمنان خدا یاری کنند.
بنابراین هیچ کدام از آیات فوق مبنی بر این نیست که اسلام مخصوص مردم مکه و مدینه و شهرهای نزدیک آنهاست.
 
پاسخ نقضی:
در بخش پیشین به بررسی و تحلیل آیات مورد اشکال در شبهه ی اسلام عربی پرداختیم و به این نتیجه رسیدیم که آیات، بدون مراجعه به مبیّن حقیقی قرآن و به اشتباه ترجمه یا تأویل شده اند. در این قسمت به آیاتی در قرآن کریم اشاره می کنیم که به جهانی بودن دعوت حضرت محمد و دین اسلام تاکید دارد. از همین رو پیامبر اسلام نامه هایی را به سران قبایل و سرزمین های دیگر می فرستاد و ایشان را به دین اسلام دعوت می کرد. با استناد به آیات قرآن حضرت محمد نه تنها پیامبر همه ی انسان ها - اعم از عرب یا عجم - بوده اند، بلکه مأمور هدایت جنیان و حتی هشدار به شیاطین هم هستند[17].
در کارهای پژوهشی بدترین خیانت یا بزرگ ترین اشتباه این است که منابع به صورت گزینشی آورده شوند. در این شبهه نیز اگر تنها به چند آیه از کلام خدا استناد شود، به نتیجه ای نادرست خواهیم رسید. آیات مطرح شده در این چالش باید در کنار آیات دیگر و صد البته با توضیح مبیّن قرآن بررسی شوند تا حقیقتی که منظور خدا از کلامش بوده، مشخص گردد.
به دلیل کثرت آیاتی که به صراحت، رسالت پیامبر را جهانی اعلام کرده، تنها به بخشی از آنها اشاره خواهیم کرد. در این آیات عمدتا از لفظ ناس به معنای مردم و عالَمین به معنایی فراتر یعنی تمام افرادی که در عوالم چندگانه ی خلقت زندگی می کنند، استفاده شده و هیچ قیدی درباره ی عرب یا عجم بودن مخاطب نیامده است.
 
-       وَما اَرْسَلْناكَ اِلّا رَحْمَةً لِلعالَمینَ[18]
-       تَبارَكَ الَّذی نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى‏ عَبْدِهِ لِیَكُونَ لِلْعالَمینَ نَذیرا[19]
-       إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِلْعالَمینَ[20]
-       وَ ما هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِلْعالَمینَ[21]
-       قُلْ یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْكُمْ جَمیعاً الَّذی لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ یُحْیی‏ وَ یُمیتُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ الَّذی یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ كَلِماتِهِ وَ اتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُون[22]
-       وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشیراً وَ نَذیراً وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ[23]
-       أَ كانَ لِلنَّاسِ عَجَباً أَنْ أَوْحَیْنا إِلى‏ رَجُلٍ مِنْهُمْ أَنْ أَنْذِرِ النَّاسَ وَ بَشِّرِ الَّذینَ آمَنُوا[24]
-       یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِی الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنین[25]
-       قُلْ یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ ...[26]
-       كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ ...[27]
-       وَ أَنْذِرِ النَّاسَ یَوْمَ یَأْتیهِمُ الْعَذابُ...[28]
-       هذا بَلاغٌ لِلنَّاسِ وَ لِیُنْذَرُوا بِهِ وَ لِیَعْلَمُوا أَنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ وَ لِیَذَّكَّرَ أُولُوا الْأَلْباب[29]
-       أَنْزَلْنا إِلَیْكَ الذِّكْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَكَّرُونَ[30]
-       قُلْ یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّما أَنَا لَكُمْ نَذیرٌ مُبین[31]
-       یا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَ اخْشَوْا یَوْماً لا یَجْزی والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَ لا مَوْلُودٌ هُوَ جازٍ عَنْ والِدِهِ شَیْئا[32]
-       وَ لَقَدْ ضَرَبْنا لِلنَّاسِ فی‏ هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ یَتَذَكَّرُون[33]
-       إِنَّا أَنْزَلْنا عَلَیْكَ الْكِتابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدى‏ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما یَضِلُّ عَلَیْها ...[34]
-       شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقان[35]
-       هذا بَیانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقین[36]
-       أَرْسَلْناكَ لِلنَّاسِ رَسُولاً وَ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهیدا[37]
-       یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِنْ رَبِّكُمْ فَآمِنُوا خَیْراً لَكُمْ ...[38]
 
نتیجه:
 
-       هر گاه درباره ی قرآن و یا فرازهایی از دین اشکالی داشتیم سراغ مبیّن قرآن و معلم دین برویم تا مقصود اصلی خدا را – به دور از قضاوت و سلیقه ی شخصی - دریابیم.
-       آیاتی که ظاهرا اشاره به اختصاص اسلام به اعراب دارد، به دلیل عدم مراجعه به مبیّن قرآن و همچنین عدم تسلط به زبان عربی، به صورت ناصحیح برداشت شده اند.
-       نه تنها آیات مورد اشکال، دلیلی بر اثبات اختصاص اسلام به اعراب نیستند؛ بلکه آیات متعددی به صراحت اسلام را دینی جهانی و حضرت محمد را هدایتگر و رحمتی برای تمام عالمیان معرفی می کنند.
-       اگر حقیقتی را یافتیم، به دلیل تعصب نژادی، زبانی، اعتقادی و ... از آن چشم نپوشیم. اسلام دین سعادت است؛ به این دلیل که بر پیامبری غیر از قوم ما و در میان افرادی خارج از سرزمین ما ابلاغ شده، از پذیرفتن پیام های هدایتی اش روی بر نگردانیم.

بازدید : 11 | تاریخ : پنجشنبه 19 آذر 1394 زمان : 9:53 | موضوع : شبهات , | نظرات شما []

مطالب مرتبط

ارسال نظر برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی